((و من برگشتم با پاهایی که مال من نبود و سمت سایه تری میخواست برود آنجا دراز شود))
برچسب: برگشتم,
نویسنده: بهنام جعفری
خم شود از بار منت پشت من
برچسب: هیچ,
نویسنده: بهنام جعفری
برچسب:
نویسنده: بهنام جعفری
................
.....
..
.چرا؟
پی نوشت
چله نشین چیزی که سزاست میشوم و چه زیباست شمایل دوست
برچسب:
نویسنده: بهنام جعفری
برچسب:
نویسنده: بهنام جعفری
حسی نیامده رها شد،بی شعر
شعور هم نداشتم
وگرنه می بوسیدم
خیره به ماه این روزها
کفن سپیدی که نپوشید،
وقت سپیدی دل
خوب که نیستم، نبودم
دستی که از دل دراز شد
حالا شکسته است
کاسه بارانی آسمان
باید گوش می سپردم و می ماندم
آن عصر سر به هوا
نه به نگاه کسی، نه به حرف آسمان
به همان نسیم زیر درختان؛ همین دل تو
که بس است، همین خنکا بس است.
سحرگاه 24 ام تیر 90- کرچ-
برچسب:
نویسنده: بهنام جعفری
برچسب:
نویسنده: بهنام جعفری
برچسب:
نویسنده: بهنام جعفری